شعر زیبای آقای پناهیان - ساعت عشق

ساعت عشق
ورود شما به ساعت عشق را خیر مقدم عرض می نماییم.
به دلیل بروز بودن سایت لطفا از سایر صفحات وب هم دیدن نمایید.

تبلیغات هزینه نیست بلکه زمینه سازی برای معرفی وب خود به دیگران و درآمد زایی برای شماست .

نويسندگان
علی بابازاده
موضوعات وب
دانلود(٢۱)
آهنگ(٢۱)
موزیک(۱٢)
عکس(۸)
خبر(۸)
بهار(٧)
آهنگ جدید(٧)
دانلود آهنگ(٦)
الف(٦)
ایران(٥)
جدید(٤)
هنر(٤)
کتاب(٤)
خبری(٤)
گزارش(٤)
دانلود کتاب(٤)
دانلود موزیک(۳)
بدن(۳)
متن آهنگ(۳)
واکنش(۳)
نیوز(۳)
دولت(۳)
المپیک(۳)
متن(۳)
فیلم(۳)
تصاویر(۳)
فوتبال(۳)
سیاسی(٢)
شادمهر(٢)
نقل(٢)
کتاب خوانی(٢)
بیماری(٢)
جهان(٢)
درمان(٢)
ریو(٢)
بهار نیوز(٢)
دانلود آهنگ جدید(٢)
رژیم(٢)
تتلو(٢)
پونک(٢)
امیر تتلو(٢)
حامد همایون(٢)
میگنا(٢)
عشق چیز عجیبیه جدا(۱)
مسعود صادقلو(۱)
آهنگ جدید حامد همایون(۱)
دانلود آخر شب(۱)
آهنگ همایون(۱)
موزیک جدید(۱)
ساسی(۱)
علیشمس(۱)
سابق(۱)
وارث(۱)
بلاگ(۱)
بازیکن(۱)
یوفا(۱)
خسروی(۱)
فال روزانه(۱)
ملل(۱)
سیروان(۱)
اردلان طعمه(۱)
حالم بده(۱)
مهدی احمدوند(۱)
مهدی جهانی(۱)
متن موزیک(۱)
آلامتو(۱)
مگه(۱)
خبر کتاب(۱)
جشنواره کتاب(۱)
2016(۱)
داعش(۱)
گرام(۱)
متن آهنگ جدید(۱)
بهار خبر(۱)
به گزارش(۱)
مثل شیر(۱)
غذایی(۱)
سیروان خسروی(۱)
بازیگر(۱)
تیم(۱)
پزشکی(۱)
همایون(۱)
کامران و هومن(۱)
خارجی(۱)
مسلمان(۱)
رفسنجانی(۱)
کشور(۱)
آلمان(۱)
آمریکا(۱)
خارج(۱)
تعبیر(۱)
ایبنا(۱)
نیمه گمشده(۱)
پزشکی و سلامت(۱)
شکم(۱)
دوباره عشق(۱)
مگه میشه(۱)
خرید کتاب(۱)
لاغری(۱)
میهن(۱)
تنهام(۱)
دفاع(۱)
قاب عکس(۱)
آخر قصه(۱)
سینما(۱)
ورزشی(۱)
هاشمی(۱)
خواب(۱)
مسجد(۱)
اخبار(۱)
ورزش(۱)
اسلام(۱)
مرگ(۱)
جشنواره(۱)
اجتماعی(۱)
ایرانی(۱)
غذا(۱)
بیوگرافی(۱)
قیمت(۱)
کنکور(۱)
سلامت(۱)
اقتصاد(۱)
پزشک(۱)
رئیس(۱)
فال(۱)
گوشی(۱)
تبلیغات


شعر زیبای آقای پناهیان
ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢۱   کلمات کلیدی:

در برخی جلسات دانشجویی و ... به مناسبت شعری از حجت الاسلام پناهیان خوانده ام و عده زیادی از مخاطبان درخواست کرده اند که متن شعر را داشته باشند. به همین بهانه، اصل ماجرا را نقل می کند که امیدوارم  لذت ببرید.

آقای پناهیان چند سال به عنوان مسئول نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه هنر مشغول به خدمت بودند. می گفت: یکبار اساتید و هیأت علمی دانشگاه به من ایراد گرفتند که چرا همش با دانشجویان می چرخی و با اساتید نیستی؟ گفتم: بالاخره مسئول نهاد باید در خدمت دانشجوها باشه دیگه ... خلاصه قرار شد به همراه اساتید به سفر شمال کشور برویم. یعنی کنار دریا! (صاحب وبلاگ از نوجوانی به دریا می گفتم آیت الله دریا!) یک روز نزدیک غروب در ساحل دور هم نشسته بودیم، همه چیز فراهم بود برای شکوفا شدن ذوق هنری افراد. بالای سر، خورشید از زرد به نارنجی و از نارنجی به سرخ تغییر رنگ می داد، از یک س. موسیقی جزر  و مدّ دریا گوشها را می نواخت و نسیم خنکش صورتها را.. ناگهان اساتید یکی یکی شروع کردن به خوتاند اشعار و نظم ها و نثرهایی زیبا که در خاطر داشتند. بزم بسیار شیرین و دل انگیزی برپا شد. بعد از اینکه هر کدام هرچی در ذهن داشتند خواندند، یکی رو به من کرد و گفت: حاج آقا شما هم که از این اخوندهای با ذوق و باهنر هستید، یه چیزی هم شما بگو تا کیفمون دو نونه بشه! من هم نه گذاشتم ونه برداشتم و در اون حال و هوای خاص، گفتم: خانمها، آقایون می خواستم از شما یه خواهش کنم... خب! بگو ... می خواستم بگم دانشجوها بعضی حرفها را از شما به عنوان استاد، بهتر از منِ روحانی می پذیرند ... خب! بگو دیگه !!! می خوام خواهش کنم از این به بعد سرِکلاس رفتید به دختر ها بگید، حجابشون رو رعایت کنن!!!

بدجوری حال جمع گرفته شد. بعد از این همه شعر و ... با این همه تعریف و ادعایی که از پناهیان شنیده بودیم، این چه حرفی بود در کنار دریا؟ حالا این حرف رو نمی شد جای دیگه ای بگی ...

منم می فهمیدم که تو دلشون دارن به من بد و بیراه می گن که بزمشون رو خراب کردم. من هم که حواسم بود دارم چیکار می کنم ناگهان در جا یک شعر براشون سرودم:

امشب چه غوغا کرده ای طوفان چه برپا کرده ای

در سرزمین سینه ام دل را چو دریا کرده ای

گاهی به مدّم می کِشی، گاهی به جذرم می کُشی

ای ماه پر افسون مرا پایین و بالا کرده ای

در هم مکش این شم و رو بُردی بِبر این آبرو

از آبروی من عجب ابری مهیّا کرده ای

شد رعد و برق ابر من، یعنی سرآمد صبر من

آیا به عمرت اینچنین موجی تماشا کرده ای

پا در رکاب موج بر، آی و مرا در اوج بر

آی و وفا کن در کتار عهدی که با ما کرده ای

دریای من آرام گیر، از عکس رویش کام گیر

مَه در بغل کی آیدت دل خوش چه بیجا کرده ای 


پيوندهای روزانه
امکانات وب